نـــدایــــــ شــیـعـــــــــــــــه
 
*** the voice of shia ***

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا

بــوی عـطــر یــار دارد جمـعه ها

وعــــده دیـــدار دارد جمــعه ها

جمــعـه هـا دل یاد دلبـر مـی کنـد

نغمه یا ابـن الـحسن سـر مـی کنـد



غروب پنجشنبه بی قرارم / شبیه جمعه ها چشم انتظارم

فقط یک جمعه می آئی ولی من / تمام جمعه ها را دوست دارم ...




با گناهانی که از خود ساختیم

ما ظهورت را عقب انداختیم ...



ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد

ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت

ویرانه دل ماست که هر جمعه به شوقت

صد بار بنا گشت و دگر باره فرو ریخت



شـایـد آن روز که " ســهـراب" نوشـت :

تـا شقـایق هست زنـدگـی بایـد کــرد ...

خـبـری از دل پـر درد گــل یـاس نـداشــت.

بایـد اینـطـور نـوشــت :

هر گلـی هسـت ...

چــه شـقــا یــق چــه گــل پـیـچــک و یــاس
تــا نیــایــد آقــا
زنـدگـی دشـــوار اســـت.



در راه عزیزی است که با آمدنش
هر قطب ‌نما ، قبله‌ نما خواهد شد...



باز هم آدینه‌ای آمد ولی مهدی کجاست؟

یک نفر می‌گفت مهدی جمعه‌ها در کربلاست




به انتظار و امیدی نشسته ام که بیائی ، بیائی و گره از کار بسته ام بگشائی

دلم گرفته ازین جمعه های خلوت و غمگین ، دلم گرفته ازین لحظه های تلخ جدائی

غبار آمدنت را ندید قطره ی اشکی ، اشاره ای به ظهورت نکرد دست دعائی

 

 

تو فرمودی برای من دعا کن

ظهورم را تقاضا از خدا کن

مداوم عجل الله است وردم

دعایی هم تو بر احوال ما کن.



 ای بی قرار یار دعای فرج بخوان
با چشم اشکبار دعای فرج بخوان
ای داغ سید الشهداء بر دلت مدام
با قلب داغدار دعای فرج بخوان

 

چشم آلوده کجا دیدن دلدار کجا؟

خدمت عشق کجا نوکر سربار کجا؟

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

که دعای تو کجا و عبد گنهکار کجا؟

 

 

یک ثانیه از عمر همین یک شب یلداست

باعث شده تا صبح به یمنش بنشینیم

ده قرن ز عمر پسر فاطمه طی شد

یک شب نشد از هجر به یادش بنشینیم

 

 

در پی تو روان شوم تا در خانه واکنی

چه می شود اگر دمی نظر به زیر پا کنی

گدای مسکین توام نشسته ام به راه تو

چه کم شود زلطف تو نگه به این گدا کنی

بس که گنه نموده ام دعا اثر نمی کند

سزد برای آمدن خودت کمی دعا کنی

 

 

من از اشکی که میریزد ز چشم یار می ترسم

از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم

رها کن صحبت یعقوب و دوری و غم فرزند

من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم

همه گویند این جمعه بیا! اما درنگی کن

از اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترس

 

 

قربان چشمان ترت

گردد جهان دور سرت

تا کی بماند روی خاک

خون حسین و مادرت

 

 

از کدامین کوچه های بیقراری گویمت

در کدامین لحظه ی چشم انتظاری جویمت

خسته از دوران دردم، خسته از حس غریب

خسته از دوران بی تو، مانده در عصر عجیب

با کدامین جمعه می آیی امید عاشقان

از کدامین سوی یثرب، از کجای این جهان

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

غمی در دل نشان انتظار است

نشان بی قراری، چشم یار است

بگو تا مردم عالم بدانند

دل من در دو عالم بی قرار است

 

 

الا یگانه امیرم بیا به دادم رس

ببین چگونه فقیرم بیا به دادم رس

به روی من تو میاور چه کرده ام تا حال

اگرچه پست و حقیرم بیا به دادم رس

از اینکه بار دگر در گنه مرا بینی

ز زندگی همه سیرم بیا به دادم رس

بیا بیا که محرم ز راه می آید

به بوی یار اسیرم بیا به دادم رس

 

 

دنبال تو گشتم گل نرگس همه جا را

بر دار برد عشق تو آخر سر ما را

خواهم که سر راه تو ای ماه بگیرم

یک بار تو را بینم و صد بار بمیرم

 

 

رها کنید دگر صحبت مداوا را

فراق اگر نکشد وصل می کشد ما را

تمام عمر تو ما را نظاره کردی و ما

ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

 

بیا ای روح سبز آشنایی

به لب دارم فغان از این جدایی

شده ذکر تمام ندبه خوانان

دوباره جمعه شد آقا کجایی

 

 

آقای جمعه های غریبی ظهور کن

دهلیزهای شب زده را غرق نور کن

آقا چقدر ناله زنیم و دعا کنیم

یا بازگرد یا دلمان را صبور کن

 

 

مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند

همه اهل جهان، جمله گرفتار شبند

چو بیایی غم و ظلمت برود از عالم

شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند

 


نوشته شده توسط 

لوگوی دوستان
لینک دوستان
تمامی حقوق این وبلاگ برای نـــدایــــــ شــیـعـــــــــــــــه محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.